حسين بن حسن خوارزمي

739

شرح فصوص الحكم

مطبقا عليه . فظاهره هلاك و باطنه نجاة . يعنى : خضر - عليه السّلام - قتل غلام را به موسى - عليه السّلام - ننمود و نگفت ، « وَما فَعَلْتُه عَنْ أَمْرِي » « 55 » ، مگر از براى آن كه موسى متنبّه شود كه قتل او قبطى را نيز همچنين به امر الهى بود نه از شيطانى و نفس او ، بلكه نبى است از كباير معصوم . و نمودن خضر خرق « 56 » سفينه را ، كه ظاهرش هلاك بود و باطنش نجات از دست غاصب ، در مقابله تابوت بود كه سرش بر بالاى موسى پوشيده در دريا انداخته شده بود كه ظاهرش هلاك بود و باطنش نجات . و در ضمن اين ايمايى كرد كه خرق ظلمت طبيعت و بدن به واسطه توجه به حضرت الهى و به قهر نفس به موت ارادى و به امراض باطن و محن در موت طبيعى اگر چه ظاهرش مشعر به هلاك باشد ، اما باطن او عين نجات است . و اين عين ارشاد خضر است موسى را - عليهما السّلام - ، چنان كه مولانا - قدّس سرّه - مىفرمايد ، بيت : اين رياضتهاى درويشان چراست كان بلا بر تن بقاى جان ماست تا بقاى خود نبيند سالكى كى كند تن را سقيم و هالكى دست كى جنبد به ايثار و عمل « 57 » تا نبيند داده را جايش بدل مردن تن در رياضت زندگيست رنج اين تن روح را پايندگيست پس رياضت را به جان شو مشترى چون سپردى تن به خدمت جان برى مرا نيز از اين صهبا جامى است و لايق سمع موسى پيغامى ، و آن اينست ، بيت : [ 307 - پ ] ز درد جور آن دلبر مكن اى دل شكايتها كه دردش عين درمان است و جور او عنايتها كليم درگه اويى ، گليم فقر در بركش نه فرعونى ، چه مىجويى سرير ملك و رأيتها خليل عشق جانانى در آ در آتش سوزان نه نمرودى كه تا باشى شهنشاه ولايتها

--> « 55 » س 18 ى 82 . « 56 » قا : غرق . « 57 » قا : بإيثار عسل .